![]() |
![]() |
|
| شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم مارابه سخت جانی خود این گمان نبود |
|
به منبر واعظی می گفت روزی که هر کس این دعا یکبار بخواند خدا حورش به جنت بخشد آنقدر که از تعداد آن عاجز بماند به هر دم با یکی عیشی نماید به هر گه از یکی کامی ستاند زنی ایراد کرد و گفت یا شیخ زنان را پس که در دامان نشاند!؟ اگر حور آنقدر باشد فراوان که ما را آب بر آتش فشاند!؟ بگفتش شیخ کای بانو مخور غم دهان باز بی روزی نماند! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:24 توسط فقیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پرنده پنج خصلت داشت
نخستین اوج در پرواز سپس پرواز بی همراه سه دیگربه منقارش هدف گیردفراز کهکشانرا چهارم رنگ بی رنگی ودرپایان نوایش همچنان نجوا |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|