![]() |
![]() |
|
| شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم مارابه سخت جانی خود این گمان نبود |
|
زلفاش بی نظیره مث خودم نیست! دلمو به بهونه ی زلفات وادار به ادامه ی زندگی کردم یادته که نیچه گفته بود بهم برا تحمل زندگی باید چاشنی دیوانگی بهش اضافه کنم!دیوانه وار دارم تحمل میکنم! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:29 توسط فقیر |
|
|
جالینوس روزی از راهی می گذشت ، دیوانه ای او را دید و مدتی به رخسارش نگریست و سپس به او چشمک زد و خندید و آستینش را کشید . جالینوس وقتی به پیش یاران و شاگردان خود آمد گفت : یک از شما داروی بهبود دیوانگی به من دهد . یکی از آنان گفت : ای دانای هنرمند داروی دیوانگی به چه کار آیدت ؟ وی در جواب گفت امروز دیوانه ای مرا دید و از من خوشش آمده بود . شاگرد گفت این چه ربطی به دیوانگی تو دارد ؟ جالینوس گفت : گر ندیدی جنس خود کی آمدی کسی به غیر جنس ، خود را بر زدی چون دو کس با هم زید بی هیچ شک در میانشان هست قدر مشترک مولانا حکایات بسیاری از این دست دارد که به کشش پنهان که از آن تعبیر به جنسیت میکند نام میبرد و آنرا اساس نظم طبیعت و روابط انسانها میداند . مولانا هم جنس گرائی و تجانس را مربوط به پیش شناختهای نهان در ناخود آگاه انسان میداند که تنها با کمک راهنمایان الهی می توانیم این گرایش جبری را به گرایش انتخابی تبدیل کنیم .
... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 9:18 توسط فقیر |
|
|
بیاد آوردم نیم روز جمعه ای که نگاه در نگاهم افکندی، بیاد آوردم رفتی، و دیگر بر نگشتی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 23:56 توسط فقیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پرنده پنج خصلت داشت
نخستین اوج در پرواز سپس پرواز بی همراه سه دیگربه منقارش هدف گیردفراز کهکشانرا چهارم رنگ بی رنگی ودرپایان نوایش همچنان نجوا |
| پیوندهای روزانه |
|
خورشید حق شبکه خبر درویشان عکسهای ایشان آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 |
|
RSS
|