![]() |
![]() |
|
| شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم مارابه سخت جانی خود این گمان نبود |
|
وقتی که آرام چشمهایم را میبندم و تشنگی تنم را به جرعه ای خواب فرو مینشانم بیخ گوش من وزوز نکن با همین پیف پاف میکشمت! ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 2:21 توسط فقیر |
|
|
اعتراف میکنم:
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 1:50 توسط فقیر |
|
|
دردا و دریغا که ازان خاست و نشست خاکی است مرا بر سرو بادیست به دست سلیمان پیغمبر که باد و دیو و مرغ همه در تسخیر او بودند روزی به تخت پادشاهی نشسته بود و آن تخت با دیگر ارکان دولت و اولیائ مملکت بر پشت باد اندرهوا نشسته بود!مورچه ای براه وی آمد و گفت:ای پیغمبر،خداوند با تو چه کرامت در این جهان کرده!؟جواب داد چنانکه میبینی باد را بفرمان من کرده!گفت ای پیغمبر خبر داری که این چه اشارت است!؟ می گوید:آنچه را بتو ازین مملکت دادند همچون باد است از باد در دست داشتن چه حاصل!؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 21:24 توسط فقیر |
|
|
به کدام بیشه ی شب خفته ای بیا و ترجمه کن صندوق ذخیره ی ارزی بیا و گرما ببخش به تن سرما برده ی پیرزنی بیا و حرمت بنه انسان را بیا که تن خسته ی مردان مرد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 17:9 توسط فقیر |
|
|
خوش میرود بدینسان دنیا به کامتان بوی دروغ و شهوت و نیرنگ میدهد یک عمر در میان لجن دست و پا زدید از سفره های فقر خجالت نمی کشید بی دردهای از انسانیت بدور ... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 15:28 توسط فقیر |
|
|
طوطیان در شکرستان کامرانی میکنند
وز تحسر دست بر سر میزند مسکین فقیر! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 0:7 توسط فقیر |
|
|
داد درویشی از سر تمهید گفت که از دوزخ ای نکو کردار بگرفت و ببرد و باز آورد گفت که در دوزخ هر چه گردیدم آتش و هیزم و ذغال نبود! هیچ کس آتشی نمی افروخت ********** میخانه ها را وا کنید ای باده خواران باده در ساغر کنید توبه ای دیگر کنید یادی از آیین مستانی کنید عاشقان غوغا کنید یک نفس گر میتوان ساغر زدن
توبه ها را بشکنید آمد بهاران! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 15:27 توسط فقیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پرنده پنج خصلت داشت
نخستین اوج در پرواز سپس پرواز بی همراه سه دیگربه منقارش هدف گیردفراز کهکشانرا چهارم رنگ بی رنگی ودرپایان نوایش همچنان نجوا |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|