تبليغاتX
سیاه مست
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم مارابه سخت جانی خود این گمان نبود
 

 

به گرد کعبه می گردی پریشان

که وی خود را درآنجا کرده پنهان

اگر در کعبه می گردد نمایان

                   پس بگرد تا بگردیم!

دراینجا باده می نوشی

درآنجا خرقه می پوشی

               چرا بیهوده می کوشی؟

دراینجا مردم آزاری

درآنجا از گنه عاری

               نمی دانم چه پنداری!؟

دراینجا همدم و همسایه ات

               در رنج و بیماری

تو درآنجا در پی یاری

                  چه پنداری!؟

کجا وی از تو می خواهد چنین کاری!؟

چه پیغامی که جز با یک زبان

                   سخن گفتن نمی داند!؟

چه سلطانی که جز در خانه ای

                    خفتن نمی داند!؟

چه بیداری چه دیداری که جز دیناری و درهم

                    از شما سفتن نمیداند!؟

به دنبال چه می گردی که حیرانی

خرد گم کرده ای شاید نمی دانی

همای از جان خود سیری

که خاموشی نمی گیری

لبت را چون لبان فرخی دوزند

تو را در آتش اندیشه ات سوزند

هزاران فتنه انگیزند

تو را بر سردر میخانه آویزند


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 16:22  توسط فقیر | 
 

 

در سرزمین من

روزنه را میبندند بر روشنایی

چشمها را بسته میخواهند

زبان را لال

گوشها را کر


در سرزمین من

زندگان سیاه پوش مردگان

مردگان گویای خموش اند!


هرکه بگوید چرا؟

چشم و گوش و زبانش را می گیرند

ولباس سفید بر تنش می پوشند!


در سرزمین من!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 9:12  توسط فقیر | 
 

 

زاهدا،زاااااااهدا من اگر خراباتیو مسته هه هه هه م به تو چه هه هه هه!؟

ساغر و باده بود بر سر دسته هه هه هه م به تو چه هه هه هه !؟

تو اگر گوشه ی محراب نشستییییییییییی صنمی گفت چرا ها ها ها !؟

من اگر گوشه ی میخانه هه هه هه نشستم به تو چه هه هه هه !؟

آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند!

تو که خشکی چه به مه هه هه هه ن،من که تر استم به تو چه هه هه هه !؟

 


ببخشید اگه صدام خوب نیست یه کم گلوم گرفته!خز خز سینه حکایت از پیریو

هزار درد بی درمون داره!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 9:32  توسط فقیر | 
                از فرمایشات امام هادی(ع)!

تمام فرقه های صوفیه مخالف ما هستندو راه آنها غیر راه ما است وآنها نصارا و مجوس

این امت میباشند،پس هرکس به زیارت زنده و مرده آنها برود مانند این است که به زیارت

شیطان و بتها رفته وهرکس آنهارایاری کند ماننداین است که یزید و معاویه وابوسفیان را

یاری کرده است!


مدرک:کتاب اثنی عشریه مرحوم شیخ حر عاملی ص29

 


اینها نمونه هایی از تبلیغاتی است که علیه دراویش درشهرهای مختلف صورت میگیرد!

شاید در نگاه اول خواندن این جمله مضحک و خنده دار باشد!اما با کمی تامل میبینید

هر جنبشی دراین مملکت  با این نوع جمله ها ابتدا مورد حمله و بعد ریشه کن خواهد شد!

یعنی این ملت با کسانی روبرو هستند که تمام هویت و اصالت واندیشه ی آنها را

می توان دراین جمله پیدا کرد!

 

حالا دیگه کلمات مرحوم ملا فلانی واسه اینها حجت شده وتازه فهمیدن مولوی و سعدی

وحافظ هم مث یزید و معاویه و ابوسفیان بودن!که حتی نباید به مقبرشون نزدیک شد!

-----------------------------------------------------

نتیجه گیری اخلاقی:دست ماکیاولی بوسیدن دارد!

نتیجه گیر فلسفی:من درویش میکشم پس هستم!

نتیجه گیری اجتماعی:به مولوی فحش بدیم تا همه بدونن کی هستیم!

نتیجه گیری برا خودم:دیگه از واق واق گوش دادن خسته شدم!


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 11:23  توسط فقیر | 
 

 

هفت دقیقه مانده به چهارصبح!چرا بیدارم؟خوب یادم هست غروب که برگشتم خونه خیلی دلم
گرفته بود،شامم رامیل فرمودم،به اتاقم رفتم وسیگاری روشن کردم.به بخاری نفتی ام نزدیک شدم،
آخه شهرماگازکشی نداره،امااززیرپامون کلی گازمیکشن بیرون وپولوشوبه برادرای عربمون میدن که
بهمون نگن عجم!ویه وقت خدای نکرده ازسرماچاییده نشن!طفلکا روگنج میخوابن وواسه اینکه
پشه نیششون نزنه خدارو روسرشون میکشن وزیرلایه های خداکرسی درست میکنن و.....
بگذریم....!
به بخاری نفتی ام نزدیک ترشدم،دلم میخواست سیگارم خیلی بلندترازین حرفابود!امانبود!باید موسقی
گوش میکردم،سنتی؟نه!می ومعشوق خمارم میکرد!یک سی دی پرازآهنگای ایس ایس دوپ دوپ
گذاشتم،نمیدونم چرا ته تهای دلم دوست داره گریه بکنه اماقدم دیگه بلندشده وکله ام پوک پوک!
خجالت بکش آدم بزرگه گریه یعنی چی؟!مگه بچه ای؟!ته سیگارموتوزیرسیگاری له میکنم و به
سقف اتاقم خیره میشم،ساعت 9 شبه دارم احساس خستگی میکنم،نه!خواب آلودمیشم،آره مث اینکه
خوابم برده چون ساعت 3بعدازنیمه شبه،مثل خیلی ازشبهای دیگه دنیاروسرم آوارمیشه،واییییییییییییی!
سیگارم که ندارم،مصیبت درحدسوختن خداست!بی سیگاری؟مث این میمونه که توانتخابات شکست
بخوری یادانشجوها بریزن توخیابون بهت فحش بدن وتونتونی هیچ گهی بخوری!تمام غم وغصه هام
اومدن جلوچشام ودلم پرشده ازوسوسه های بی سروته!
چقدر درخشان بوداین فکر!جیب داداش!حتمن نخی سیگارپیدامیشه!حالاپاورچین بالای سرداداشم:در
آرامش بخواب داداش!یک پاکت سیگارباشش نخ سیگار!به به!انگارانقلاب شده،آخه من انقلابو دوس
دارم وای کاش هرروزانقلاب بود!به اتاقم برمیگردم مثنوی معنوی وکتاب شازده کوچولو کف اتاق
چشمک مزنن!مثنوی؟شازذه کوچولو؟کدومش؟دوس دارم بچه بشم مث مولوی بادلی به روشنی
آیینه اماشازده کوچولومث من تنهابود،همسفر شدیم!((جزباچشم دل هیچی راچنان که بایدنمیشوددید.
نهادوگوهرراچشم سرنمیبیند
!)).
من کودک شده بودم وحالاغصه های ساعتی پیش رانداشتم غصه هایی که اصلن وجودجارجی نداشتن!
وفقط توذهنم بودند....سیگاری روشن میکنم...
((این آدم بزرگ ها راستی راستی عجیبند))
پاکتهای خالی سیگار،یه پیپ خالی ازتوتون،زیر سیگاریه پرته سیگار،اتاقی بهم ریخته،یه روان نویس و
دفترچه ی یادداشتهام........

 

من خواب از سرم پریده پس هستم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 9:28  توسط فقیر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
پرنده پنج خصلت داشت


نخستین اوج در پرواز


سپس پرواز بی همراه


سه دیگربه منقارش


هدف گیردفراز کهکشانرا


چهارم رنگ بی رنگی


ودرپایان


نوایش همچنان نجوا

نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
پیوندها
سما
فقرای بروجرد
فلان ابن هیچکس
اشکان
دخترک
مروارید عرفان
کاردو
حمید
طرقه
بهلول
نغمه
شعبده باز
حنظله
شبلی
کژال
شان
سید ابراهیم نبوی
اصغر آقا
داستان حرفه ای
سارگل ورزوگار بی شوهری
آنجلینا
خط سوم
سید علی صالحی
nobody
محسن جمشيدي
جیغ بنفش
سوشیانت و اقلیما
گنجور(سخن سرایان پارسی)
یه آشنا
مهر و ماه
تب نوشته های یک پیامبر دیوانه
دل نوشته های یک مادر و ...
بنفش
مترسک فیلسوف
بهاره
اندر میان
اصلن به تو چه!؟
من و عمویی
من و من(همه یک منن این دومنه)
فقر و درویشی(فقیر مهر)
نیروانا یزدانی
مژگان مشتاقی
ماروت(یه آدم)
دل نوشته های روزها ی مجردی(زری خانوم)
حسرت اشک(نیلوفر خانوم)
حافظ
تالی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان